مهربان ترین راننده تاکسی تهران
وبلاگی برای انعکاس بیش از چهل سال تجربه 
قالب وبلاگ


آیا می خواهید یک ربات شام شما را بپزد ، تکالیف شما را انجام بدهد ، خانه شما را تمیز کند ،به سوپرمارکت برود؟ ربات ها قبلا کارهای زیادی را انجام داده اند که انسانها نمی خواستند انجام بدهند . یا نمی توانند انجام بدهند یا به خوبی یک ربات نمی توانند انجام بدهند . در کارخانه ها ی سراسر جهان بازوهای رباتی کار مونتاژ خودروها را انجام می دهند ، به طور دقیق شکلات ها را در جعبه اشان قرار می دهند .و انواع کارهای کسالت آور دیگر را انجام می دهند. حتی یک سری رباتها وجود دارند که در فروشگاه ها کف آنجا را جارو می کنند .
خیلی از ما ها در سنین رشد رباتهایی را در فیلمهای تلویزیون مشاهده کرده ایم ،مانند ربات C3PO در فیلم جنگ ستارگان . رباتهایی که امروزه خلق می شوند کاملا در سطح رباتهایی مانند جنگ ستارگان نیستند . اما پیشرفتهای شگفت انگیزی در تکنولوژیشان بوجود آمده است . مهندسین شرکت هوندا بیش از هفده سال است که مشغول ساخت ربات آسیمو هستند . در این مقاله ما در می یابیم که چه چیزی آسیمو را پیشرفته ترین ربات انسانما در تاریخ ما گردانیده است .


آسیمو چیست؟


آسیمو، بر پایه گامی پیشرفته در توانایی نویی درحرکت بوسیله شرکت هوندا (Honda) توسعه داده شد . و پیشرفته ترین ربات انسان نمای در جهان است . بر اساس سایت رسمی آسیمو ، آسیمو تنها ربات انسان نما در کل جهان است که می تواند مستقلا بدون کمک انسان راه برود و از پله ها بالا برود . این در حالیست که چندین ربات انسان نما وجود دارد که می توانند راه بروند ولی نه مانند آسیمو که قدمهای واقعی و روان بر می دارد.


به علاوه توانایی آسیمو در راه رفتن شبیه ما انجام می شود ، او می تواند همچنین برخی فرمانهای گفتاری را بفهمد (فعلا فقط به زبان ژاپنی) و صورت ها را شناسایی کند .


آسیمو دارای بازو و دست است و کارهایی را با آن می تواند انجام بدهد مانند روشن کردن سوئیچ چراغ ،بازکردن در،حمل اشیا ، و گذاشتن کارت.


سیستم بینایی هوندا برای ربات آسیمو


به جای ساختن یک ربات که یک اسباب بازی دیگر باشد ، هوندا می خواهد یک رباتی بسازد که به مردم کمک کند . یک ربات برای کمک در خانه ، کمک به سالمندان ، یا کمک به هر کس که محدود به ویلچر است است یا در رختخواب است.آسیمو چهار فوت(2/1 متر) قد دارد که دقیقا اندازه ارتفاع فردیست که روی مبل نشسته و به چشمان او نگاه می کند .این به آسیمو اجازه می دهد تا کارهایی را که برای آن ساخته شده انجام بدهد بدون اینکه تهدیدی برای کسی باشد .آسیمو شبیه بچه ایست که لباس فضانوردی را پوشیده و یک ظاهر مهربانی دارد . و سایزش ترسناک نیست و به خوبی کار می کند در جهتی که شرکت هوندا هنگام ساخت آن در سر داشت.


آسیمو همچنین می تواند کارهایی که برای انسان خیلی خطرناک است را هم انجام دهد . شبیه رفتن به مناطق خطرناک ،خنثی کردن بمب یا آتش نشانی


آسیمو شبیه انسان حرکت می کند


محققین هوندا با مطالعه روی پای حشرات و پستانداران آغاز کردند.و حرکت یک کوهنورد با پاهای مصنوعی تا فیزیولوژی و هر آن چیزی را که هنگام راه رفتن ما اتفاق می افتد بهتر درک کردند.خصوصا در مفاصل، برای مثال ،این حقیقت خیلی برای مکانیزم راه رفتن آسیمو مهم بود که که ما وزنمان را یا اصطلاحا مرکز ثقل بدنمان با استفاده از بدنمان و خصوصا بازوهایمان به منظور تعادل روی پاها عوض می کنیم و این حقیت که ما یک انگشتانی داریم که به بالانس و تعادل ما را کمک می کند . آسیمو عملا یک برآمدگی نرم در پاهایش دارد که همان نقشی را باز می کند که انگشتان ما در هنگام راه رفتن ایفا می کنند.این ماده نرم همچنین یک جاذب ضربه برای مفاصل نیز می باشد . همونطور که بافت بدن ما موقع راه رفتن چنین می کنند .

آسیمو داری لگن ، زانو و مفاصل پا است . رباتها دارای مفاصلی هستند که محققین به عنوان درجه آزادی می شناسند . یک درجه آزادی اجازه حرکت به چپ و راست یا بالا و پایین را می دهد . آسیمو 26 درجه آزادی دارد که در نقاط مختلف بدنش پخش شده تا اجازه بدهد که ربات حرکت کند . دو درجه آزادی در گردن آسیمو وجود دارد . شش درجه در هر دستش و شش درجه در هر پایش . تعداد درجات آزادی لازم برای پاهای آسیمو را از روی مفاصل پای انسان هنگامی که در سطح صاف راه می رود یا روی پله ها اندازه گیری شده است .


آسیمو همچنین دارای یک سنسور سرعت و سنسور ژیروسکوپ در بدنش هست .آنها کارهای زیر را انجام می دهند :


1- حس کردن موقعیت بدن آسیمو و سرعتش وقتی در حال حرکت است .


2- تنظیم تعادل برای کامپیوتر مرکزیش


این سنسورها شبیه گوش داخلی ما عمل می کنند ،دخالت در حفظ بالانس و جهت گیری. برای کامل کردن کار ماهیچه ها و پوست، حس کردن قدرت ماهیچه ها ، فشار و زاویه مفاصل انجام می شود . آسیمو دارای دو سنسور مفاصل زاویه ای است و شش سنسور نیروهای محوری .


اصل خبر را در http://ssme.ir/weblogitem_204.aspx بخوانید 



[ یکشنبه هجدهم مهر 1389 ] [ 10:51 بعد از ظهر ] [ ابراهیم دهباشی زاده ]
روزی یک زوج،بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند.آنها در شهر مشهور
شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.تو
این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون
(راز خوشبختیشونو)بفهمند.سردبیر میگه:آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی
چطور ممکنه؟ شوهره روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه:بعد از ازدواج برای ماه
عسل به شمیلا رفتیم،اونجا برای اسب سواری هر دو،دو تا اسب مختلف انتخاب
کردیم.اسبی که من انتخاب کرده بودم خیلی خوب بود ولی اسب همسرم به نظر یه کم
سرکش بود.سر راهمون اون اسب ناگهان پرید و همسرم رو زین انداخت همسرم خودشو جمع
و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :"این بار اولته" دوباره سوار اسب شد و به راه
افتاد.بعد یه مدتی دوباره همون اتفاق افتاد این بار همسرم نگاهی با آرامش به

اسب انداخت و گفت:"این دومین بارت" بعد بازم راه افتادیم .

وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت خیلی با آرامش تفنگشو از کیف برداشت و با آرامش شلیک

کرد و اونو کشت.سر همسرم داد کشیدم و گفتم :"چیکار کردی روانی؟ حیون بیچاره رو

کشتی!دیونه شدی؟" یه نگاهی به من کرد و گفت:"این بار اولته


دوستان همراه وبلاگ تاکسی ران درود بر شما در مورد برخی مطالب فاقد منبع که در وبلاگ منتشر می شود باید توجه داشت که این دست مطالب از طریق ایمیل به دست ما می رسد که در فضای وب به اشتراک می گذاریم از همراهی همیشگی شما سپاسگزاریم اگر مطلب جالبی مد نظرتان است لطفا ما را در جریان بگذارید تا در وبلاگ منعکس شود

[ یکشنبه هجدهم مهر 1389 ] [ 1:52 بعد از ظهر ] [ ابراهیم دهباشی زاده ]

خیلی اهل کتابم. الان هر چه به دست می‌رسد می‌خرم و می‌گذارم توی کتابخانه که بعد از 120 سالگی بروم سروقتشان. الان حوصله ندارم!»

به گزارش سایت گروه مجلات همشهری، اینها را یک راننده می‌گوید که معتقد است مسافرانش او را مهربان‌ترین راننده تهران لقب داده‌اند. تاکسی اش، تاکسی که نیست. شده گنجینه اسرار و اگر همین جوری پیش برود تا چندی دیگر باید به عنوان یک کتیبه تاریخی از آن یاد کنند. نه اینکه روی بدنه یا جای دیگرش چیزی نوشته شده باشد بلکه این قدر که مسافرانش برای او در دفترهای یادگاری مطلب نوشته‌اند، حالا یک کتیبه متحرک است.

«اهل خامنه هستم.» این را ابراهیم دهباشی زاده خامنه به همشهری تاکسی مهرماه می‌گوید. کسی که تاریخ تولدش شده جولانگاه عدد دو: «متولد بیست و دو دی ماه هزار و سیصد و بیست و دو هستم.» به نظر نمی‌رسد 67 ساله باشد اما این واقعیت را خودش زبان می‌آورد و تاکید می‌کند که از صدقه سر مهربانی با مردم و بگو و بخند بودن و البته هزارتا صفت خوب دیگر که برایش در نظر گرفته‌اند، چنین سرحال است و به زمین و زمان می‌خندد، نه از سر استهزاء.

«45 سال است که تاکسی دارم. این شغل من است و خیلی هم برایم عزیز است. از سال 43 روی تاکسی کار می‌کنم و از این راه زندگی هم ترتیب داده ام. خدا را شکر راضی ام.» بعد دستی به موهایش می‌کشد که سرمای روزگار، کمی ریشه‌های آن را سفید کرده و دیگر رنگ به رخ ندارند. دهباشی زاده اصالتا آذری است ولی ته لجه آذری‌ها را ندارد و اگر خودش نگوید به سختی به آن پی می‌برید. شهروند نمونه منطقه 22 که ساکن شهرک راه‌آهن است و حتی به مناسبت این انتخاب، چند سکه هم دریافت کرده:«همه سکه‌ها را دو دستی تقدیم خانم کردم چون من خودم طلا هستم. دیدم ارزشی ندارد. این را هم می‌دانید که وقتی این جور چیزها به خانه می‌رسند باید تحویل خانم خانه داد و بهتر است خودتان در این کار پیشقدم شوید چون زورتان به خانم خانه نمی‌رسد. خودم دیدم بهتر است بچه سر به راهی باشم.»

این شهروند نمونه انگار برای هر چیز داستانی دارد؛ داستان‌هایی که هر کدام راوی تاریخی خاص هستند. مثل نحوه آشنایی با همسرش:«توی محل کاسب بودم. بعد تاکسی خریدم و یک روز این خانم، یعنی زنم، سوار شد و از آن روز دیگر پیاده نشده است. این بزرگ‌ترین اشتباه زندگی‌ام بود که بهتر دیدم دیگر تکرارش نکنم. شوخی کردم.» حاصل این ازدواج سه دختر و یک پسر است. دخترانی که پیش پدر هستند و پسری که حالا بینشان نیست: «سال 83 بود که پسرم همراه دوستش تصادف کرد. دوستش در دم جان داد و پسرم هم بعد از مدتی رفت. قلبش را به فرد دیگری اهدا کردیم و این جوری، زندگی بهتری برای پسرم خریدم. چند بار آمده به خوابم و گفته نگرانم نباش. جایم خوب است و دانشگاه هم می‌روم. من هم خیلی راضی ام.» «مدیریت با من است ولی آنها می‌نویسند. خودم هم هر روز می‌خوانم. خیلی خوب است.» و بعد نشانی وبلاگش را می‌دهد تا اگر خواستیم سری بزنیم، غافل از اینکه رد او را از همین وبلاگ زده ایم.

حکایت دفترها

روی داشبورد چند دفتر وجود دارد. خودکار هم هست. اصلا دهباشی زاده را با همین دفترهایش می‌شناسند. سوار که می‌شوید اگر دلتان خواست می‌توانید دفتر را باز کنید و به یادگار خطی بنویسد و امضا کنید. راننده اما از کسی نمی‌خواهد که این کار را برایش انجام دهد: «چون این باید از ته قلب مسافر باشد. اگر من بگویم که فایده ندارد. راستی می‌دانستی من 17دفتر دارم و الان سرگرم جمع کردن هجدهمی هستم تا اگر شد این رکورد یعنی یک میلیون امضا را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کنم. می‌خواهم 50 سال راننده باشم و بعد این رکورد از من به جا بماند. فکرش را بکن، یک راننده مهربان که همیشه دوست دارد به مردم انرژی مثبت بدهد.» از انرژی مثبت که می‌گوید یادش می‌افتد که همین چند روز پیش در رادیو ایران برنامه داشت و آنجا هم کلی درباره انرژی مثبت با مخاطبانش حرف زد.

تحصیلات راننده مهربان

دهباشی زداه خودش را یک روستایی می‌داند که به قول خودش کمی باکلاس است:«تحصیلات ششم نظام قدیم را دارم اما 10 ترم انگلیسی خواندم و 3 ترم عربی. دیدم باید زبان هم بلد باشم و رفتم در آموزشگاه خسروی نزدیک خانه مان و ثبت نام کردم.»
حالا دلم می‌خواهد داستان این دفترچه‌ها را بگویم. یک روز یک مسافر برایم روی کاغذ نوشته بود خوش به حال کسی که سوار مرکب عاطفه است وبه مردم انرژی می‌دهد. بعد به ذهنم رسید که خودم دفترچه داشته باشم و نظرات مردم را جمع کنم. انگار که با گفتن این خاطره به وجد آمده باشد دفتری را باز می‌کند که خاطره‌ای را بخواند؛ از خانمی به نام پرستو نظری که همین چند وقت پیش برایش نوشته:« به نام خدا، مثل اینکه فکر همه‌چیز را کرده. آدم‌ها از جمله خود من، دارند حسابی تعجب می‌کنند. چقدر دلم برای تفاوت تنگ شده بود، برای احترام و دوست داشتن و پذیرش، آن هم بدون در نظر گرفتن جنسیت. دلم می‌خواست مقصدم به جای خواجه عبدالله انتهای دنیا بود تا این احساس خوب زود تمام نشود. ممنونم به خاطر این همه انرژی مثبت.»

بین همه تیم‌های دنیا عشق است تراختور

آقای دهباشی زاده اهل فوتبال است و حسابی دو آتشه است. می‌گوید:«آبی‌های تهران را دوست دارم ولی خب، عشق است تراختور. بعدش هم مونشن گلادباخ.»

- ‌چرا مونشن گلادباخ؟

‌- خب راستش چند سال پیش شنیدم که قرار بود تراختور با این تیم بازی کند و من هم آن تیم را دوست دارم.

چند حاشیه دیگر

‌- زیاد فیلم نمی‌بینیم چون خودم به‌اندازه کافی فیلم هستم.

- ‌زنم اهل طالقان است و برای همین هفته‌ای یک‌بار می‌روم آنجا که او هم تفریح داشته باشد. این بزرگترین تفریح من است.

- ‌مادر زنم را دوست دارم حتی اگر با هم تفاهم نداشته باشیم.

‌- هر شب نیم ساعت توی پارک می‌دوم.

آرزوهای آقای مهربان

دهباشی‌زاده که حالا دیگر باید برود و به کارش برسد می‌گوید:«دلم‌می‌خواهد همه بچه‌ها خوشبخت شوند. این آرزوی من است. من اصولا آدم خسیسی نیستم چون می‌دانم که کفن جیب ندارد. برای همین به همه می‌گویم برای آخرت پس انداز کنید نه این جهان.»بعد هم می‌رود. سوار تاکسی اش که می‌شود احساس می‌کنی قطاری از ایستگاه می‌گذرد و انگار هزاران پنجره دارد و در هر پنجره، انگار دهباشی زاده برایت دست تکان می‌دهد؛ در امتداد دود، دود، دود...

http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=122789

[ شنبه هفدهم مهر 1389 ] [ 11:11 بعد از ظهر ] [ ابراهیم دهباشی زاده ]
 
اعتیاد به ترکیبات شیمیایی رایج‌ترین نوع موجود است و موادی که به طور معمول به کار می‌روند شامل داروهای مسکن و خواب آور، محرکهای مغزی ،مواد استنشاقی، الکل ،مواد افیونی و یا حشیش هستند.

امروزه اعتیاد مشکل بزرگ جوامع است و خساراتی که این معضل یا بلای خانمانسوز به جا می‌گذارد بسیار زیانبار است زیرا نیروی جوان جامعه را از چرخه تولید خارج می‌کند.

اعتیاد وابستگی جسمی یا روانی به چیزی است که مواد شیمیایی یا مواردی مانند اینترنت نیز می‌تواند از جمله آن باشد.

داروهای مسکن و خواب آور شامل گروه داروهای بنزودیازپین هستند .این ترکیبات باعث اختلال عملکرد شغلی و اجتماعی خواب الودگی و اختلال درک است .

از علائم آن پوست سرد و نمناک است و عوارض آن ناراحتی‌های کبدی و گوارشی و در نهایت در اثر مصرف زیاد مرگ را به دنبال دارد.

گروه دیگری از مواد اعتیاد آور که ممکن است کمتر جلب توجه کند مواد استنشاقی است مانند چسب موکت، تینر، بنزین، گاز فندک اتر و مایع خشک شویی است. پس از مصرف این مواد فرد دچار نشئگی ، سردرد، تهوع، پرخاشگری، اختلال تکلم و افزایش تعداد ضربانهای قلب است.این گونه مواد باعث از بین رفتن سلولهای مغزی ، کاهش بهره هوشی و آسیبهای جدی به کبد و کلیه و عضلات و ریه می‌شود.اما از آنجایی که این مواد مستقیم اثر بر مغز دارد احتمال کم خونی و سکته بسیار زیاد است.

ترکیبات دیگر مواد الکلی مانند انواع مشروبات الکلی هستند که سبب به هم خوردن تعادل و کندی پاسخ میشود و از علائم آن استشمام بوی الکل ، سیگار کشیدن زیاد و استفراغ است. در چنین افرادی خطر ابتلا به سرطان سر و گردن و آسیب کبد بسیار بالاست.

مشهورترین گروه مواد اعتیاد آور مواد افیونی مانند تریاک، شیره کدئین ، مرفین و هروئین هستند .این مواد حالت نشئگی گرما و گیجی ایجاد می‌کنند.

مشخص‌ترین علامت مصرف تنگی مردمک چشم این افراد است همچنین حساسیت، کاهش وزن ، کاهش میل جنسی و تیره شدن پوست است و احتمال ابتلا به هپاتیت ،کزاز و ایدز در این گونه افراد بسیار بالاست و مرگ بیشتر در این گروه اتفاق می افتد.

گروه دیگر مواد اعتیاد آور کانابیس است که شامل حشیش ،ماری جوانا ، گراس و بنگ و؟است. در اینگونه افراد تمرکز از بین رفته و اشتها افزایش می‌یابد .از علائم مصرف آن قرمز شدن چشم است.این مواد به سلولهای مغزی آسیب جدی وارد می‌کند و با درصد بالایی سبب سرطان ریه می‌شود.

و اما گروه جدیدی از مواد اعتیاد آور که محرکهای مغزی هستند . این مواد گروها از آمفتامین دیتالین و مشتقات آنها هستند .از مشتقات این مواد می توان به‪۳‬و‪۴‬متیلن دی اکسی مت آمفنامین ‪MDMA‬اشاره کرد.

‪XTC‬امروزه به نامهای اکستاسی ،اکستازی، اکس و یا قرص شادی بخش شناخته شده است در بین عامه مردم اسمهای دیگری نیز دارد.

‪Ecstasy‬از حدود نیمه‌های دهه ‪۱۹۶۰‬به نوان آمفتامین با عوارض کمی برای کاهش افسردگی وارد بازار شد و به صورت کوتاه مدت باعث بهبود این مشکلات شد اما به دلیل سوء مصرف باعث مشکلات زیادی می‌شود که باعث شده از آن به عنوان یک ماده مخدر نام برده شود.

این دارو به صورت قرص و معمولا در برخی پارتی‌ها و میهمانیها استفاده می شود.

این قرص از موادی که باعث توهم زایی می‌شوند هم تشکیل شده است.این قرص زمانی که ساخته می‌شود،نظارتی بر روی آن صورت نمی‌گیرد و ممکن است که از مواد دیگری هم ساخته شود(زیرا در کارخانه‌های معتبر ساخته نمی‌شود و یکی از دلایلی است که باعث شده به عنوان قاچاق معرفی شود).

از لحاظ روانی این قرص باعث اعتیاد به آن هم می‌شود که بسیار خطرناک است.

تا حدی که ‪۳۰۰‬میلیگرم از آن می‌تواند سبب مرگ یک دختر ‪۱۵‬ساله شود.

اثرات کوتاه مدت:
اکستازی باعث افزایش انرژی و توهم در فرد می‌شود.مصرف‌کنندگان می‌گویند که بعد از مصرف دوست دارند به دیگران نزدیک شده و با آنها تماس داشته باشند.از دیگر اثرات آن می‌توان به: دندان قروچه غیر ارادی، کاهش اعمال مهاری، لرز با یا بدون تعریق زیاد، تاری دید، افزایش ضربان قلب و فشار خون، احتمال بروز تشنج و؟اشاره کرد.

مواد تحریکی موجود در قرص می‌توانند باعث شوند تا مصرف‌کننده به طور باورنکردنی و طولانی مدت برقصد که اگر در این شرایط گرما و شلوغی (مثلا در یک پارتی) هم باشد ممکن است سبب تب و از دست دادن آب بدن(به شکل عرق) شود .این شرایط می‌تواند منجر به از دست دادن عملکرد عضلات، کلیه، قلب و کبد شود.در این صورت می‌توان مرگ را هم دید.

حتی بعد از این اثرات مشکل در خواب، اضطراب و افسردگی هم دیده می‌شود.

اثرات طولانی مدت:
استفاده مکرر از اکستازی(و یا اعتیاد به آن) می‌تواند سبب از بین رفتن و تخریب سلولهای ترشح‌کننده سروتونین شود.این سلولها نقش مهمی در حالت روحی افراد، حافظه، یادگیری، درد و اشتها دارندکه تخریب آنها سبب اختلال در عمل آنها می‌شود.(اختلال در حافظه و یادگیری، کم اشتهایی، افزایش احساس درد، افسردگی و اضطراب).

این قرصها در انواع نامهای تجاری و با آرمهای مختلف میتسوبیشی،موتورولا و؟ تولید می‌شوند.

حال باید از کسانی که از این ماده خطرناک استفاده می‌کنند پرسید که آیا حالت سرخوشی موقت به این همه اختلال و شاید مرگ می‌ارزد؟؟!!
این ماده در سال ‪۱۹۱۴‬در آلمان توسط شرکت مرک به عنوان کاهنده اشتها تولید شد اما به علت عوارض آن از رده خارج گردید .بعد از مدتی در دهه ‪۷۰‬ در روان درمانی برای کمک به بیان احساسات بیماران به کار برده شد.با اثبات اثرات این ماده روی مغز حیوانات آزمایشگی مصرف آن ممنوع شد.

به علت افزایش بیش از حد انرژی افرادی که از مخدرهای صنعتی استفاده می کنند ، تمایل به رقصهای طولانی مدت دارند.دیگر اثرات آن کاهش اشتها ،تاری دید، گشاد شدن مردمکها است که باعث می‌شود در مهمانیها با وجود نور کم مجبور به استفاده از عینکهای آفتابی در شب شوند.

حرکات غیر طبیعی چشم ،افزایش ضربان قلب و فشار خون قفل شدن دندانها که برای جلوگیری از این حالت مجبور به مصرف ادامس هستند و تا ساعتها این حالت فک زدنهای غیر طبیعی وجود دارد نیز از عوارض‌های دیگر است .

این اثرات ‪۳‬تا ‪۲۴‬ساعت باقی می‌ماند و بعد از آن تمایل شدید برای مصرف مجدد آن وجود دارد.

اعتیاد به این ماده روانی و ترک آن بسیار دشوار است .متاسفانه میزان مصرف این ماده خطر ناک در ایران در حال افزایش است.خطر مرگ با مصرف ان وجود دارد و هیچ پادزهری تا امروز برای مسمومیت با اکس شناسایی نشده است .

اعتیاد بیشترین آسیب را به جوامع می‌زند و چون همیشه پیشگیری راحت تر از درمان بوده بهترین راه آگاه ساختن افراد وکاهش معتادین جامعه است.

**اکستازی، اعتیاد جدیدی که در انتهای آن مرگ به انتظار نشسته است.

نام علمی قرص اکستازی "متیل دی اکسی متیل آمغتامین " می‌باشد. اثر هر قرص پس از خوردن بعد از ‪۱۵‬تا ‪۹۰‬دقیقه در فرد آشکار می‌شود و تا ‪۲۴‬ساعت باقی می‌ماند. اکستازی در لغت به معنی شادی مفرط بوده . اکستازی داروی سفید رنگ بدبو تلخ مزه است و به راحتی در آب حل می‌شود و به شکل‌های قرص کپسول آدامس نوشابه پودرهای طمع دار تولید و عرضه می‌شود و گاه نیز به صورت تزریق وریدی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

تحقیقات ثابت کرده‌اند ‪۹۹‬درصد کسانی که از این قرص استفاده می‌کنند دچار افسردگی‌های شدید شده و اقدام به ارتباطات نامشروع جنسی و خودکشی می کنند . قرص اکس سبب تخریب قسمت‌هایی از مغز می‌شود که قدرت تصمیم‌گیری را از شخص مصرف‌کننده می‌گیرد.

برخی از عوارضی که مورد تایید سازمان بهداشت جهانی قرار گرفته اند عبارتند از: تخریب سلول‌های قشر مخ . نارسایی کبد و کلیه و ضایعات پوستی و زوال حافظه کوتاه مدت .

اثرات قرص‌های اکستازی :
‪-۱‬اثرات شدید احساسی و اختلال خواب ‪-۲‬انقباض شدید فک و پارگی زبان ‪-۳‬ فراموشی در ‪۶۰‬درصد موارد ‪-۴‬تهوع، استفراغ و سردردهای پیاپی ‪-۵‬سرکوب شدید خون‌سازی مغز استخوان .

اگر اقدامی جدی برای آگاه‌سازی جامعه در مورد عوارض و خطرات داروهای نشاط آور ازجمله اکستازی انجام نشود، در آینده با گسترش بیشتر این داروها در میان جوانان و گرایش آنها به مواد خطرناک تری نظیر هرویین و کوکایین روبه رو خواهیم بود.

مطالعات غیرساخت یافته در ایران ، روندی بشدت رو به رشد را نشان می دهد که کاهش قیمت داروهای اکستازی به حدود ‪۷۵۰‬تا ‪۱۵۰۰‬تومان خود یکی از علل آن است .

شکل قرص‌های اکستازی:
اکستازی به صورت قرص‌های خوراکی، آدامس‌های جویدنی، کپسول و مواد تدخینی و ترزیقی است. در حال حاضر نیز امکان ساخت این قرص‌ها در آزمایشگاه‌های غیرقانونی و زیرپله‌ای داخلی وجود دارد که البته با توجه به ترکیب مواد اضافی غیراستاندارد، مصرف آن دارای عوارض شدیدتری خواهدبود. در بین مصرف کنندگان موادمخدر گروه مصرف‌کننده اکستازی و گروه مصرف‌کننده آمفتامین و اکستازی بیش از سایر گروه‌ها به موسیقی علاقه نشان می دهند. همچنین در بین این دو گروه رفتن به میهمانی‌های خانگی شیوع بیشتری دارد.

اثرهای اکستازی:
در مطالعه‌ای که به روش نمونه‌گیری برقی در استرالیا انجام شده پژوهشگران از کنجکاوی ، تفریح ، لذت و خوشگذرانی به عنوان محرک‌های اصلی مصرف این مواد یاد کرده اند. در نهایت می‌توان گفت که هر دو مطالعه این باور و تصویر عمومی را تصدیق می‌کند که اکستازی توسط جوانان فعال مصرف می‌شود و نماد تفریح ، فراغت و کلاس است .

اثر اکستازی بیست تا نود دقیقه بعد از مصرف ظاهر می‌شود و حدود دو سه ساعت در بدن باقی می‌ماند و سپس کاهش می‌یابد. البته آثار آن ممکن است تا ‪۲۴‬ساعت در بدن باقی بماند.

عوارض اکستازی:
اکستازی عوارض شدیدی دارد که از آن جمله است: اختلالات بینایی، کاهش اشتها، حرکات غیرطبیعی چشم، گشاد شدن مردمک، تحریک شدید نسبت به نور (حتی نور ضعیف)، تغییر در تعادل دمای بدن و احساس سرما و یا گرمای شدید، تمایل شدید برای مصرف آب، قفل شدن فک، لرزیدن، عصبی شدن، بی‌میلی به استراحت و تمایل شدید روانی برای مصرف مجدد این ماده بعد از افت اثر اولیه.

اثرهای شدید و مزمن آن:
مصرف اکستازی در عین حال ممکن است اثرهای شدیدتری هم در بدن ایجاد کند که بسیاری از این اثرها ممکن است باعث مشکلاتی جبران ناپذیر در بدن شوند.

این اثرها عبارتند از: ایجاد عوارض شدید و غیرقابل بازگشت در مغز و بخصوص حافظه، روان پریشی و کابوس‌های شبانه، آسیب‌های کبدی، سرکوب فعالیت مراکز خونسازی در بدن ،سرگیجه، تشنج و مرگ.




منبع خبر: تهران ، خبرگزاری جمهوری اسلامی

[ شنبه هفدهم مهر 1389 ] [ 10:58 بعد از ظهر ] [ ابراهیم دهباشی زاده ]
پسرک با وجود اینکه فقیر بود اما از راه دستفروشی امرار معاش می کرد تا بتواند برای تحصیلات خود پول جمع کند . آخر شب فرا رسیده بود و او هیچ نفروخته بود . به شدت گرسنه بود و نمی دانست با اندک پولی که در اختیار دارد چگونه خود را سیر کند. اما فشار گرسنگی او را بی طاقت کرده بود . به همین خاطر زنگ مغازه ای را زد و منتظر ماند تا صاحب مغازه در را باز کند و در ازای پول کمی که دارد اندکی نان به او بدهد . اما تا صاحب مغازه در را باز کرد ، پسرک دست پاچه شد و از مغازه دار که زن جوانی بود تقاضای یک لیوان آب کرد . مغازه دار که فهمید پسرک گرسنه است ، یک لیوان شیر برای او آورد . پسرک شیر را تا ته سر کشید و با احتیاط از زن پرسید که قیمت آن چقدر می شود . مغازه دار پاسخ داد : ” خداوند به ما دستور داده که هرگز برای محبتی که می کنیم پول در خواست نکنیم !”

پسرک تشکر کرد و رفت . سالها بعد آن پسر جوان ادامه تحصیل داد و به پایتخت رفت و فوق تخصص قلب گرفت.

آن مغازه دار سالها بعد دچار بیماری قلبی شد و چون پزشکان شهرش از درمان او عاجز شدند راهی پایتخت شد . به دلیل وخامت بیماری پزشک بیمارستان از پرفسور هوارد کلی درخواست کمک نمود . هوارد کلی به محض روبرو شدن با زن و مطالعه پرونده اش او را شناخت . با هزینه خود او را بستری نمود و شخصاً چندین عمل جراحی گران قیمت را بر روی قلب زن مغازه دار انجام داد . سر انجام معالجات موثر واقع شد و بعد از چند ماه مغازه دار از مرگ حتمی نجات یافت . روزی که زمان ترک بیمارستان فرا رسید ، پاکت صورت حساب را مقابل زن مغازه دار گذاشتند . او بی اختیار به گریه افتاد چرا که می دانست باید تا آخر عمر هزینه این بیمارستان را پرداخت کند . اما وقتی پاکت را باز کرد با کمال حیرت متوجه شد که در آن نوشته شده است:

“کل هزینه عمل جراحی مساوی یک لیوان شیر است! “

[ شنبه هفدهم مهر 1389 ] [ 10:57 بعد از ظهر ] [ ابراهیم دهباشی زاده ]


ماشین مشدی ممدلی ارزون و بی معطلی

این اتولی که من میگم فورد قدیم لاریه(?)
رفتن توی این اتول باعث شرمساریه
نه بابِ کورس شهریه نه قابل سواریه




بار کشیده بس که از قزوین و رشت و انزلی
ماشین مشدی ممدلی ارزون و بی معطلی

ماشین مشدی ممدلی صندلیاش فنر داره
بلیت فروش مشدی و شوفر بی هنر داره
بهر مسافرین خود زحمت و دردسر داره
رفتن با اتول بود باعث کوری و شلی
ماشین مشدی ممدلی ارزون و بی معطلی

مسافر از بوی اتول تا میشینه کسل میشه
از متلک شنیدن و بوو? شدن خجل میشه
بس که فشار به اون میاد دچار درد دل میشه
پاره شود لباس اگر گیر کند به صندلی
ماشین مشدی ممدلی ارزون و بی معطلی

این اتولی که از قفس تنگتره و کوچکتره
جای چهل مسافر گنده و چاق و لاغره
شوفره بس که ناشیه اتول همیشه پنچره
راه نرفته در میره لاستیک چرخ اولی
ماشین مشدی ممدلی ارزون و بی معطلی

این اتول شکسته از سیستم قدیمیه
تایر اون قراضه و پیستون اون لحیمیه
شوفره دائما پی لوده گری و ...
سر بالایی نمیکشه مگر با خیلی معطلی
ماشین مشدی ممدلی ارزون و بی معطلی

بس که ماشاالله محکمه راه نرفته پنچره
از حلبی شکسته ها ساخته مبل و صندلی
ماشین مشدی ممدلی ارزون و بی معطلی


*** توضیح در مورد لغات لاری در این شعر :

ربطی به شهر لار ایران ندارد، بلکه در قدیم لغات رالی انگلیسی فدر فارسی اینگونه تغییر کرده بود

مثلا به دوچرخه قدیمی ها هم هنوز قدیمی ها میگن دوچرخه لاری

LINK: http://www.youtube.com/watch?v=Xk5x0MAQgmE&feature=related
[ یکشنبه چهارم مهر 1389 ] [ 10:39 قبل از ظهر ] [ ابراهیم دهباشی زاده ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

یک شمع می تواند بدون آنکه خاموش شود هزار شمع دیگر را روشن کند مثل مهربانی که هیچ وقت با تقسیم شدن کم نمی شود!
زیبا است که ببینیم کسی میخندد و زیباتر اینکه بدانی خودت باعث خنده اش شده ای
The most beautiful thing is to see a person smiling

and even more beautiful, is to know that you are
این وبلاگ متعلق به ابراهیم دهباشیزاده راننده تاکسی شصت و نه ساله تهران است که در سال 1386 راه اندازی شده است. دهباشی می کوشد بیش از چهل سال تجربه خود را که از همنشینی و هم کلامی با مسافرانش در تاکسی به دست آورده دوباره به آنها منتقل کند.
به همین سادگی! اما به قیمت نزدیک به نیم قرن تجربه که انگار همین دیروز بود که در آغاز نوجوانی پا به تهران گذاشت.

امکانات وب